از اينكه چند صباحي من حقير تحمل كرديد پوزش ميخوام .
گرفتاري هاي زندگي ماشيني بي روحي و سردي و. . . .
ديگه منو قادر به ادامه دادن همراهي كردن شما خوبا نميكنه
اميد وارم همه شما ها زندگي شاد و بي دغدغه فكري رو پيش
رو داشته باشيد .
سرا پا اگر زرد و پزمرده ايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم
اگر داغ دل بود ما ديده ايم
اگر خون دل بود ما خورده ايم
اگر دل دليل است آورده ايم
اگر داغ شرط است ما برده ايم .
از همه عزیزانی که منو تو این وبلاگ
کمک و همراهی کردن ممنونم
از همه شما خوبا التماس دعا دارم
یا حق ![]()
------------------------------------------------------------------------------
بگذار گریه کنم نه برای تو
برای عشقی که مرده است .
بگذار گریه کنم نه برای تو.
برای صداقت که کمرنگ شده است.
بگذار گریه کنم نه برای تو
برای غمها که یکنواخت شده اند.
بگذار گریه کنم نه برای تو
برای آرزوها که از بین رفته اند
بگذار گریه کنم نه برای تو
برای محبت ها که ساکت شده اند
بگذار گریه کنم نه برای تو
برای آدمیان که بی تفاوت شده اند
بگذار گریه کنم نه برا ی تو
برای.؟؟؟؟؟؟؟؟؟

التماس دعا ![]()
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
بگذار لب فرو بندیم و به خواب رویم
بگذار ابر ها ببارند
بگذار باران بر شیشه پنجره ببارد
اکنون بیزارم، تا مغر استخوان
بیزارم از سفر
و از پیمودن جاده های بی پایان
که ما را شب به اینجا کشانیده
و اندک اقبالی برای تفاهم
چرا که نمیتوانیم با هم بسر بریم
و قادر به جدایی هم نیستیم.
تناقض دیرینی است، بین.
خرد و عاطفه
هنوز ندای عقل به گوشم می رسد:
این رویا را از سر به در کن
باز هم همه چیز از اول، آغاز نکرده از هم جدا می شویم
چرا که نمیتوانیم
با هم بسر بریم و قادر به جدایی هم نیستیم.
چیزی بر جای نمانده، دیگر نمیتوان تظاهر کرد
زمان رها کردنش فرا رسیده
ندای دل:
گذشت زمان آن را ثابت می کند
او همیشه جزیی از زندگی ام خواهد بود
نمیخواهم رفتنش را ببینم
ولی. . . . . .
التماس دعا ![]()
تو به من خنديدي
و نميدانستي؟؟
من به چه دلهره از باغچه همسايه
سيب را دزديدم.
باغبان از پي من تند دويد.
سيب را دست تو ديد.

غضب آلوده به من كرد نگاه.
و تو رفتي و هنوز.
سالهاست كه در گوش من آرام آرام.
خش خش گام تو تكرار كنان
ميدهد آزارم.
و من انديشه كنان
غرق اين اين پندارم
كه چرا
خانه كوچك
ما سيب نداشت!
(حميد مصدق )
التماس دعا ![]()
در گلو می شکنم از سر خشم
هرنفس ، خنجر فریادی را .

ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
چون مزرعه ی تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یار یا یار به من
یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم

التماس دعا ![]()
انتظار به پایان مىرسد.
رنگ ماتم از چهره شهر زدوده مىشود.
غم جاى خود را به شادى مىدهد
و شكوفههاى سفید بر قلبها شكوفا مىشود
و چشمه های امید در چشمها مىجوشند.
بهار که می رسد زایشی دوباره را نوید می دهد.
تولدی که چون به دنیا آمدن آدمی نوایی خوش به همراه دارد.
نوروزتان همراه با شکفتن آرزو هایتان مبارکباد.

که شکر سخن شعر پارسی سعدی شیراز چنین میگوید .
برآمد باد صبح و بوی نوروز --به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال -همایون بادت این روز و همه روز
چو آتش در درخت افکند گلنار --دگر منقل منه آتش میفروز
چو نرگس چشم بخت از خواب برخاست --حسدگو دشمنان را دیده بردوز
بهاری خرمست ای گل کجایی --که بینی بلبلان را ناله و سوز
جهان بی ما بسی بودست و باشد --برادر جز نکونامی میندوز
نکویی کن که دولت بینی از بخت --مبر فرمان بدگوی بدآموز ...
کمی تامل کنی می بینی چیزی جز این نیست .

التماس دعا ![]()
دوستان خوبم این متن رو جایی خوندم حیفم اومد برا شما نذارم

این روزها بیشتر به نبودن فکر
میکنیم تابه بودن...
اشتباهی است که هر لحظه می کنیم.
دلی را می آزاریم.
قلبی را می شکنیم.
اشکی را بر گونه ای جاری می کنیم.
گلی را پر پر می کنیم.
پرنده ای را بی خانمان می کنیم و
بعداز این همه آشوب فقط میگوییم.
ببخشید!!!
شاید این آخرین لحظه ای باشد که
فرصت آن داریم که جبران کنیم...

التماس دعا ![]()
کاش همان کودکی بودم که حرفهایش را از نگاهش
دلخوش کرده ام که سکوت کرده ام .
سکوت شکست نيست سکوت مادر فريادهاست.
و سکوت رنگ معصوميت هاست.

دنیا راببین......بچه بودیم از آسمان باران می آمد،
بزرگ شده ايم از چشمهایمان می آید.
بچه بودیم درد و دل را با هزار ناله میگفتیم،
همه میفهمیدند.
بزرگ شده ایم ،درد و دل را به صدزبان میگوییم.
اما هیچ کسی نمیفهمد.....
التماس دعا ![]()
به آسمان بگوييد ديگرنبارد
اشکهای من همه عالم را سيراب می کند
به زمين بگوييد ديگر نلرزد
که دلم به اندازه ويرانی تمام دنيا لرزيده است
به عقربه ها بگوييد ديگر به دنبال هم ندوند.
که من به اندازه تمام ثانيه ها لحظه هارا
شمرده ام ودویده ام ...

به کودکان آواره بگوييد ديگر ننالند
که من به اندازه تمام ناله هاشان فرياد در سينه حبس کرده ام .
التماس دعا ![]()
کی.
کی؟؟؟
عشق را تن پوش جانم می کنی.؟
چتری از گل سایه بانم می کنی.؟
ای صدای عشق در جان و تنم
آن سکوت ساکت و تنها منم.
من پر از اندوه چشمان توام.
آشنایی دل پریشان توام.
آتش عشق تو در جان من است.
عاشقی معنای ایمان من است .
کی به آرامی صدایم میکنی ؟
ازغم دوری رهایم میکنی.
ای که در عشق و صداقت نوبری .
کی مرا باخود از اینجا میبری؟

التماس دعا ![]()
